پیام
خوزستان - فرهیختگان / امروز روزنامه فرهیختگان یک صفحه کامل در تمجید سریال جان سخت مطلب رفته که ما هم بد ندیدیم که بخشهایی از آن را بازنشر کنیم، کما این که در گزارشی که چندی پیش از مردم کوچه و خیابان تهیه کرده بودیم، جانسخت در عین شگفتی بالاتر از خیلی از سریالهای خبرساز این روزها ایستاده بود.

محمدحسین سلطانی اما یک دلیل محبوبیت جانسخت را به تصویری مربوط میداند که این سریال از طبقه متوسط پایین شهری ارائه داده، کلا روزنامههای اصولگرا نسبت به آن چه که سیاهنمایی تلقی میکنند، حساسند: جانسخت در قصهگویی و طرح فضا و شخصیت، چند هیچ از بسیاری از آثار کنونی و حاشیهساز نمایش خانگی جلوتر است. یکی از دلایلی که «جانسخت» را بدل به اثری با کیفیت میکند، فهم غیرتوهینآمیز او نسبت به فرهنگ طبقه متوسطِ جنوب شهرنشین است. طبقهای که در سالهای اخیر به اسم نمایش محرومیتها، بارها گوشه رینگ درامهای اصطلاحاً اجتماعی قرار گرفته است.
سلطانی در ادامه مینویسد: مدل سریال و سوژه آن، گرتهبرداری از سریالهای اواخر دهه 70 و دهه 80 و نمونههای موفقی چون خط قرمز است. او با به تصویر کشیدن گروهی از جوانان که دچار چالش میشوند، رفاقت را در برابر یک پیشآمد بد قرار میدهد و خانوادههای این چند جوان درون قصه را با ماجرا درگیر میکند.
پس از قیاس با خط قرمز، نویسنده متن درخواست میکند که جان سخت از تلویزیون پخش شود: سریال تقیزاده این سؤال را به ذهن بیاورد؛ چرا این اثر در تلویزیون پخش نشد؟ دقیقاً کجای این اثر برای یک اثر تلویزیونی مناسب نیست؟ نیاز به شرح ندارد که «جانسخت» از نظر کیفیت فنی و ایجاد تعلیق (هر قدر هم که برخی از تعلیقها اضافی باشد) جلوتر از بسیاری آثار داخلی است، اما از کیفیت فنی مهمتر، تن ندادنِ تقیزاده به کلیشههایی بوده که در رسانههای داخلی است. کلیشههایی که با نمایش آشکار خشونت و بیپرده آن میخواهند جلوهفروشی کنند و بهجای ایجاد قرابت با کاراکترها، هیجانات ناشی از صحنههای مناسب ریلزهای یک یا دو دقیقهای را بازتولید میکنند.

و پایانبندی مطلب این نویسنده که به شدت مهم است، اصولا این دست نشریات از نگاههای طغیانگر علیه پدر شاکی هستند، آنها آثاری مثل پیرپسر و یا برادران لیلا را اصلا دوست ندارند: پدر در «جانسخت» حاصل خرق عادت در درامهای چند وقت اخیر سینما و نمایش خانگی است. در دورانی زندگی میکنیم که ساخت پدرِ ضد قهرمان در برابر فرزندان قهرمان، برای هر فیلمسازی توفیقی محسوب میشود در راستای استعاریپردازیهای بهاصطلاح کنشگرانه و نقدهای اجتماعی مناسب اینستاگرام. حالا اگر این مرد در بافت قصه جنوب شهری هم قرار بگیرد، اوضاعش بدتر هم میشود اما «جانسخت» کاملاً در برابر این انگاره ایستادگی میکند. پدرهای درون سریال (عمرانی، کرامتی و اوسیوند) کنشگران منفعل و بیهویت نیستند که پسران سر عقده ادیپ به جانشان بیفتند و یا در موقعیتی برعکس، پدر برای اثبات اقتدارش به جان تمام اعضای خانه بیفتد و خود عامل فروپاشی خانواده شود.

در ادامه این بخش از یادداشت ایمان عظیمی که در همین شماره فرهیختگان منتشر شده هم جالب توجه است: نمیتوان صرفاً با ایده لاغر و تنها با اتکا به بریز و بپاشهای رسانهای و همچنین استفاده از تصاویر و دیالوگهای اینستاگرامی کار را پیش برد و درنهایت هم انتظار جدی گرفته شدن از طرف بیننده را داشت. سریال «جانسخت» یک شگفتی کوچک در این فضای بسیار مسموم و به شدت غیرعادلانه محسوب میشود.
یک یادداشت دیگر هم در فرهیختگان منتشر شده، از فردی به نام محمدرضا خالوندی که اساسا منتقد این سریال است، رویکرد نقد او اما کاملا سیاسیست، او معتقد است مردم نباید حسرت گذشته را بخورند، جان سخت هم چون در لایههایی از داستانش در ستایش گذشته است، پس سریال خوبی نیست: فرمول فیلمفارسی نمود تصویری «ماخولیای اجتماعی» ما در فرم سینماست، تمثیلی از جامعهای که اساساً ژستی رو به سوی گذشته دارد و ناتوان از سوگواری، درجستجوی ابژهای گمشده/دروغین، حفرهای میلش را از طریق فانتزی پر میکند تا هویتی دروغین و توپر از خود بسازد.

فرمول فیلمفارسی از طریق نوعی «حذف ساختاری» و «نوستالژی ساختاری» عمل میکند. در این فیلمها ما هیچگاه نمیفهمیم این چه ساختار اجتماعی است که آدمهایی مثل فرزاد و وحید را ساخته و چرا دست به چنین اعمالی میزنند یا دلیل این همه خشونت در فیلم چیست؟ ما تنها با خشونتهای کور طرفیم. در این فیلمها ساختارهای اجتماعی حذف شدهاند و ما اساساً با تاریخ به معنای امری سیاسی و اجتماعی و... روبهرو نیستیم، بلکه «تاریخ بهمثابه امری تهی» نشان داده میشود که توسط چسب و قیچی به هم وصل شده است، نگاه فیلمساز خیره به گذشته است بهشکلی حسرتخوارانه و ماخولیایی.
http://www.khozestan-online.ir/fa/News/1058086/جان-سخت-همان-خط-قرمز-است،-از-تلویزیون-پخشش-کنید